اين نشان میدهد محبتهای ما، "عَارِفاً بِحَقِّهِ" نيست! در حالی که اگر جايگاه محبت اهلبیت(علیهمالسلام) را در وجود مییافتيم و به نوعِ بودِ امام و مقامشان معرفت پيدا میکرديم، در تشخيص زيبايی و زشتی، صاحب فرقان میشديم و در عمل، چنان قبح گناه برایمان روشن میشد که دیگر نمیتوانستیم گناه کنیم! اما همین مقدار از گناهانی را هم که مرتکب نمیشویم یا از آنها توبه کردهایم یا پشیمانیهای بعد از گناه یا مهالکی که از آنها نجات یافتهایم، به خاطر عشق و محبتی است که به ولايت در درونمان هست. اصلاً جريان ولایت، عين تزکيه و طهارت و کفارۀ ذنوب برای شيعيان است. حال بعضی شیعیان، به اهلبیت(علیهمالسلام) محبت دارند؛ اما بدون معرفت؛ لذا سيئاتشان به تدریج، پاک میشود و کُند حرکت میکنند. شاید هم کارشان به فشارهای برزخی بکشد؛ اما به هر حال پاک میشوند. ولی آنان که وارد وادی ولايت و محبت حقیقی میشوند، پيوسته از سیئات ناسوت دور میشوند و به سرعت صعود میکنند. اگر میخواهیم حقیقتاً حبّ علی(علیهالسلام) برایمان حسنه شود و ما را از تمام سیئات دور کند، باید درونمان با ولایتش همراه باشد و اجازه ندهیم قلبمان سیاه شود. اصلاً قلبمان را کامل باید به خودش بسپاریم تا مراقبش باشد. در این صورت مطمئن باشیم هيچکس نخواهد توانست به ابديت ما ضرری برساند؛ هر چند ممکن است به دنيايمان ضرری برسد.
برگرفته از کتاب #تقابل_حق_و_باطل
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفر باشید و نظر خود را ثبت کنید.