جواب: باید ریشۀ آن را بررسی كنیم. شاید علت، معصیت باشد؛ یا ممكن است به خاطر ضعف جسمانی، از عملی بازمانده باشیم. شاید هم خطایی مرتکب نشده باشیم؛ مثلاً اهمّ و مهم کردهایم و تكلیف برتر دیگری را جایگزین آن توفیق نمودهایم. پس برای اینکه بفهمیم سلب توفیق، اثر معصیت بوده یا چیز دیگر، باید ببینیم وقتی موفق به انجام آن عمل الهی -مثل عبادت و عمل مستحبی، زیارت و تلاش در نشر معارف- نشدهایم، به جایش چه كار دیگری كردهایم.
آیا در میدان گناه و غفلت بودهایم؟ یا نه، علیرغم اینکه طلب آن روزی را داشتهایم، خواست خدا را بر خواست خود ترجیح دادهایم و در میدان دیگری که مورد رضای الهی بوده، انجام تكلیف كردهایم؟ اگر قدری دقت و صداقت داشته باشیم، خواهیم فهمید که کوتاهی میکنیم یا در مسیر عبودیت، توکل، تسلیم و تفویض، قدم برمیداریم.
مثلاً کسی که نتواند نماز شب بخواند، ولی به جای آن مشغول مطالعه دربارۀ معارف باشد، یا زیارت نرود و به جای آن از مادر بیمارش پرستاری كند، سلب توفیق نشده است و باید راضی باشد. اما اگر صد درصد میداند خطا و گناهی مرتکب شده و به خاطر آن توفیقی را از دست داده، باید با تضرع از خدا بخواهد اثر آن گناه یا اسائۀ ادب را از او بردارد.
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفر باشید و نظر خود را ثبت کنید.