جواب: تسلیم، یک ملکه و صفت وجودی است که جایگاه آن، قلب و درون انسان است؛ اگرچه آثارش در بیرون، خود را نشان میدهد. تسلیم یعنی روح، آن قدر وسعت میگیرد که در امتحانات و بلاها، ناآرام نیست و بیتابی نمیکند؛ بلکه با طمأنینه و آرامش، دنبال وظیفهای میگردد که خدا در آن میدان برایش تعیین کرده، و آن را مییابد؛ بی آنکه درونش اعتراضی به خواست خدا داشته باشد یا از خدا، ذرهای دلگیر شود.
بنابراین حد تسلیم در امتحانات، در همه یکسان نیست و به وسعت روح فرد و میزان نزدیکی آن به خدا بستگی دارد. لذا بالاترین رتبۀ تسلیم، از آنِ معصومین(علیهمالسلام) و سپس اولیاء الهی است.
اما اینکه آیا باید به هر پیشامدی قانع باشیم، مسئلۀ دیگری است. چون همۀ پیشامدها، مورد رضای خدا نیستند. مثلاً اگر در شرایطی قرار گرفتیم که عمل واجبی را نتوانستیم انجام دهیم، نباید راضی باشیم و آن را فقط به پای امتحان الهی بگذاریم! نباید برای نماز صبحی که از دست رفته، به خواندن قضای آن قانع شویم و این را به حساب تسلیم بودن بگذاریم؛ زیرا قضای واجبات، هرگز اثر ادای آن را ندارد و واجبات اگر در وقت مخصوص خود انجام شوند، جلوۀ زیبایی دارند که در غیر آن ندارند. پس اینجا اصلاً جایگاه تسلیم نیست. اتفاقاً باید ناراحت باشیم، البته از خودمان؛ و دنبال علت این اتفاق بگردیم تا دوباره تکرار نشود.
مثال دیگر، اینکه گاه پیش میآید که توفیق انجام مستحبات را نداریم. اینجا هم نباید راضی شویم و چون شدت حبّ خداست که انسان را به مستحبات وامیدارد، باید بفهمیم درجۀ محبتمان به خدا، کم شده؛ پس با کسب معرفت، شعلۀ این محبت را بالا ببریم تا بتوانیم مستحبات را هم انجام دهیم.
نتیجه آنکه تشخیص حدّ رضایت و تسلیم در میادین مختلف، فرمول یکسانی ندارد که همه جا به کار بیاید؛ بلکه براساس رتبۀ نزدیکی روح به خدا و نیز نوع میدانی که بنده در آن واقع شده، تفاوت میکند.
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفر باشید و نظر خود را ثبت کنید.