جواب: برای پاسخ به این سؤال، ابتدا باید تعریف درستی از حرکت داشته باشیم. برخی گمان میکنند حرکت و سلوک، یعنی دیدن خوابهای نورانی، مشاهده و مکاشفه و انجام برخی کارهای خارقالعاده که در طول تاریخ از علما و بزرگان دیده شده است. اما این طور نیست. خاستگاه حرکت در سیر و سلوک، روح و جان آدمی است و نشانهاش وسعت گرفتن روح و رهاییاش از تنگیهاست.
البته مواردی هم که گفتیم، بسته به رتبه و نوع حرکت سالک، ممکن است برای او رخ دهد. اما اینها به هیچ وجه، مقصد و هدف نیست. معیاری که سالک باید حرکت خود را با آن بسنجد، اولاً عمل به فقه و احکام آن است، ثانیاً تغییر در نوع نگاه به هستی و پدیدههای اطراف. او اگر درست رفته باشد، درمییابد اتفاقاتی که قبلاً آرامشش را به هم میریخت٬ دیگر آزارش نمیدهد و او میتواند به راحتی با آنها کنار بیاید. میبیند محبتی که به اطرافیان دارد، سبب وابستگی به آنها نمیشود و او میتواند در هر میدان به درستی تصمیم بگیرد. همچنین معیار تفکر و عملش، دیگر حرف و نظر بقیه نیست و در همه کار، به فکر تأمین نظر خداست.
اینها برخی از نشانههای درونیِ حرکت سالک است و سالک، متوجه این تغییرات روحی در خود میشود؛ زیرا او نسبت به خود، علم حضوری و شهودی دارد.
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفر باشید و نظر خود را ثبت کنید.