جواب: قرب تشریفاتی، موهبتی است که خداوند در مقابل حرکت عبودی افراد، به آنان عنایت میکند؛ چرا که "إِنَّهُ مَنْ یتَّقِ وَ یصْبِرْ فَإِنَّ اللهَ لایضیعُ أجْرَ الْمُحْسِنین"[1]. پس کسی که مسیر درست را میشناسد و درست انتخاب میکند و به اختیار خود در مسیر درست، با صبر و پایداری حرکت مینماید، مشمول این موهبت الهی قرار میگیرد؛ اما به یقین میداند که آن موهبت، از خداست و مال او نیست.
به عنوان مثال، حضرت مریم(سلاماللهعلیها) در اثر حرکت درست، مشمول موهبت الهی قرار گرفت؛ ولی وقتی فرشتۀ الهی بر او ممثّل شد، ترسید[2]؛ چون اصلاً خود را صاحب این فیض نمیدید. یا در جریان حضرت موسی(علینبیّناوآلهوعلیهالسلام) در اثر حرکت صحیح آن حضرت، خداوند به او عنایتی کرد و امر فرمود عصایت را بینداز؛ اما موسی(علینبیّناوآلهوعلیهالسلام) همین که عصا را انداخت و اژدها شد، ترسید و عقب کشید[3].
این گونه ترسها نشان میدهد که آن بزرگان، این موهبتها را از خود و خود را صاحب این کرامات و معجزات نمیدیدند؛ وگرنه نه تنها نمیترسیدند، بلکه لذت هم میبردند. انبیاء سلف(علیهمالسلام) با وجود تمام قدرتی که از جانب حقتعالی به آنان عنایت شده بود، چنان خود را فقیر میدیدند که جز در جایی که برای اثبات نبوتشان لازم بود، از اعجاز و کرامات استفاده نمیکردند؛ تا فقر خود را همواره بر خود، یادآوری کنند.
حضرت نوح(علینبیّناوآلهوعلیهالسلام) نیز مشرّف به موهبت الهی شده بود و میدانست این قرب تشریفی، موهبتی است. پس میدانست قدرت هدایتی که خداوند به او عنایت کرده، مال خودش نیست؛ در حالی که اگر آن را از آنِ خود میدانست، به جبر میخواست فرزندش را نجات دهد! اما چون به این حقیقت، آگاه بود که هدایت از جانب خداست، لذا از خداوند، خواستار هدایت فرزندش شد.
علاوه بر این، صفت بارز بندگان خوب خداوند، علاقه به هدایتِ همۀ انسانهاست و این مسئله دربارۀ حضرت نوح(علینبیّناوآلهوعلیهالسلام) نسبت به فرزندش نیز صدق میکند.
[1]- سوره یوسف، آیه 90 : هر كه تقوا پیشه كند و صبر و استقامت نماید، همانا خداوند، پاداش نیكوكاران را ضایع نمیكند.
[2]- اشاره به آیات 17 و 18، سوره مریم : "فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِیاً. قالَتْ إِنِّی أعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِیاً"؛ پس او در شكل انسانی بر مریم، تمثّل پیدا کرد. [مریم] گفت: من از تو، به خدای رحمان، پناه میبرم، اگر پرهیزکاری!
[3]- اشاره به آیه 31، سوره قصص : "وَ أنْ ألْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأنَّها جَانٌّ وَلَّی مُدْبِراً وَ لَمْ یعَقِّبْ یا مُوسی أقْبِلْ وَ لاتَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الآمِنینَ"؛ و عصایت را بیفكن. پس هنگامی كه [عصا را افكند و] دید همچون ماری با سرعت حركت میكند، ترسید و به عقب برگشت؛ و حتی پشت سر خود را نگاه نكرد! [ندا آمد:] برگرد و نترس، که همانا تو در امانی.
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفر باشید و نظر خود را ثبت کنید.