در حال بارگذاری…
پلتفرم جامع علوم و معارف اسلامی ✦ همگامان
هم خدا خواهی و هم خرما زِ من زشت وزیبا را کجادیدی تو جمع ≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈ این منم ها دور از نورت...
من شدم جسمانی امّا نِی که جسم آمدم از جسم بردارم طلسم ≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈ آن طلسمی را كه بندِ اين ت...
نفس، جريانِ حقيقت را بگفت دُرهای حكمتِ حق را بسُفت ≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈ در تنم آمد همان دم جنبشي در...
نفس هر دم از تنش دارد سؤال یاد داری عالم عهد و مثال؟ ≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈ لیک تن مشغول لهو وبازی اس...
این تنِ زار و نحیف وبیقرار گوش می داد بر سخنهای نگار ≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈ گفت رازِ بودنم دریافتم نر...
من شوم آمرُ فرماندهُ هَم فرمانروا توشوی مطیعُ فرمانبرمن، اندر قوی ≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈ من به اذنِ ا...
بِسمِ الله يا جاری اَلنُفوس چند روزی سفری در مِحنی داشتهام آفتی دربدنم، درد تنی داشتهام...
نی چو آغاز حكایت میكند راز زهرا(س) را روایت میكند در نفیرش سوز عشق و مهرها مهر زهرا بر...
ألا یا أیّها الساقی، أدِر کأساً و ناوِلها نباشد منقطع، کأست ز اشراب همه دلها به شُرب می ب...
چه خوردهای تو در الست؟ که اینچنین شدی تو مست ای دل مست و بیقرار، فاش کن و مکن نهان بگو...
دل را چه شده یارب؟ از غیر، جدا گشته از خانه و کاشانه، بیدل وَ رها گشته در سوز فراق یار، آ...
ای خرّمیِ عالم هستی ای ربیع دل، حضرت مهدی(عج) آمده ربیع، بهار ایام کن سبز به ظهورت همه هس...
ای مقامت برتر از کرسی و عرش، ارض و سما مظهر عشقی و هم جلوۀ ذات احد بیهمتا عین تو اوّل گل...
كیست در هستی به غیر او؟ بگو غیر إلّا الله را از جان شنو اینهمه نقش و نگار و عكس وی از كدا...
ز هجر خود رها نما، مرا ز من جدا نما برای خود سوا نما، به یُمن مقدم رضا(ع) تو عیدیِ ولایتِ...
ناسیِ بر عهد معهود اَلستم، مهدیا رخ گشا تا یادم آید عهد شیرین ولا ای خدای واحد و یکتای بی...
چشم هستی، خمار میبینم دیدهها بهانتظار میبینم اشک از چشم آسمان، جاری همچو ابر بهار میب...
(قسمت سوم) تویی یارم، تویی کارم، تویی مولا و هم یارم تو هستی هستیِ هستی، تویی تکدانه دلدا...
(قسمت اول) من آن عبد خطاکارم، سیهرویم، گنهکارم امید بخششت دارم، تو را دارم، چه غم دارم؟ ا...
همچو ذات خفی، نهان، زهرا(سلاماللهعلیها) جلوۀ ذات بینشان، زهرا(سلاماللهعلیها) قدر او د...
بهر ساقی ولا، زينب(س) پدر آمده است از ازل بهر پدر، بدر قمر آمده است میزند خنده به آغوش عل...
ساقیا بده جامی، زان شراب روحانی تا دمی رها گردم از حیات حیوانی قلب و جان، صفا گیرد از نسیم...
جرعهای ز می، ساقی، این دلم شده سائل می بده به كامم تا، بذر جان دهد حاصل مستیِ ولای تو، آ...
بود یک آیینهای در کربلا او نشان میداد عکس مصطفی(ص) بود اندر خَلق و هم در خُلق و خو مصطفا...
نی، نوایت را ز جامش ساز كن راز و رمز گاهواره، باز كن هم به نایت از گلوی او بگو خوردن می از...
شب تا به سحر، جانا، دل با تو سخن گوید در تاب و تب عشقت، میسوزد و میسوزد در بستر تنهایی،...
اگر که مهدی زهرا(س)، شبی آید به خواب ما نثار مقدمش بخشم، همه بیداری دنیا پذیرد گر که او از...
هر دم ببینم یار را، آن مونس و دلدار را در جلوههای نو به نو، آن رونق هر کار را هر جلوهاش...
دل بستهام به یاری، ذاتش فنا ندارد اسمش رحیم و رحمان، او جز صفا ندارد جورش به جان عاشق، س...
(قسمت دوم) اگر در بند روز و شب، اسیر ملک امکانم به توحیدت بیارایی، عزیزم روح و هم جانم تو...
بیا مولا كه گشته طاقتم طاق بیا ای مظهر وجهِ "هو الباق" جهان گشته پر از ظلم و ستمها همه ج...
جلوۀ كاملی از بزم الست آمده است ساقی میکده، پیمانه به دست آمده است هله ای دل، به تو شد مژ...
ای عاشقان، ای عاشقان، آمد رجب، ماه خدا ماه ولای ذات حق، در جلوۀ اسم رضا ماه رجب، نازل شود...
بشنو از نی چون حکایت میکند از غم زهرا(س) حکایت میکند قصۀ زهرا(س)، عدو و کینهاش نی همی گ...
دلم گرفته ای خدا، ز ظلم و جور این زمان ندای جان من بوَد: بیا تو صاحبالزمان بیا تو منجی ب...
جلوه کنی نگار من، دم به دم از برای من تازه به تازه، نو به نو، دل بَری از دیار من میبری ا...
دست ما كوتاه و خرما بر نخیل نردبانی نی بر این راه طویل آه مِن طول السّفر، پای علیل زاد و...
راوی اسرار حق ني به نايش زد به جان من شرر چون كه داد از قتلگه بر من خبر چون كه غوغاي جنون...
ساقی لبتشنگان بشنو از ني چون حكايت ميكند تشنهكامان را سقايت ميكند تشنه يعني دور از مول...
نی ز نایم نالهای را ساز كرد قصّۀ تازه ز عشق آغاز كرد از حسین(ع) گفت آنكه جان احمدست هر دل...
نردبان عشق ني به ناله ميزند بر جان شرر از دل زينب همي گويد خبر با خجالت آمد او نزد حسين ت...
عشق زینب (سلاماللهعلیها) بشنو از نی چون حكایت میكند عشق زینب را روایت میكند نالد او از...
بشنو از نی چون حكایت میكند وز جدائیها شكایت میكند نی بگوید در سیاق عاشقان قصّهی هجران...
سفر جسم و جان بشنو از نی چون حكایت میكند رفتن جان را شكایت میكند رفتن جان از بدن شد احتض...
ابتلا در نینوا بشنو از نی، چون حكایت میكند واردِ در امتحانت میكند نی تو را در كورههای ا...
جلوات عشق تجلّى، عشق و مَجلا، جلوهها عشق فيوضات خدا در جلوهها، عشق پيمبر، عشق و دين، عشق...
امشب شکست آیینۀ وجه ربوبی همچون شفق شد ماه زیبای اُلوهی محراب مسجد گشت گلگون از دم او چون...
خمخانهی عشق با مهر علی(علیهالسلام) طینت من ساخته حق آب و گِل من ز عشق، پرداخته حق بر مه...
قطره در دریا تا نداری با علی(علیهالسلام) و با ولایت، بیعتی درنیابد كام جانت، لذّت دلبستگ...
گفتگوی عقل و عشق گوش كن ای جانِ من، تو این صدا عقل و هم عشق، میكنند بر هم ندا عقل گوید: ر...
مرتضای حق بشنو از نی، چون حكایت میكند عشقبازان را هدایت میكند نی ز رمز عاشقی گوید عیان...
بادهی رهایی ساقیا، بیا می ده، تا دلم صفا گیرد دل، سراغی از عشقِ یار باوفا گیرد ساقیا، بد...
معراج عشق نی كه آغاز حكایت میكند طی عرفان، با ولایت میکند چون ولایت، ظرف علم كبریاست بی...
راز هجران بشنو از نی، چون حكایت میكند راز هجران را شكایت میكند راز هجران، راز هجر مرتضی(...
یوسف گمگشته نور جان در ظلمتآباد بدن، گم كردهام آه از این یوسف كه من در پیرهن، گم كردها...
سبوی ولایت بود حوضی در ازل در نزد یار میخروشید از خُمش نزد نگار: ای نگارا، میخور خُمّم...
ندبهی فراق حجة بن العسکری، روحی فداك كی شود ما را ببینی، ما نَراك؟ مهدیا، أنت الشموس الطا...
امروز حق بر خویش گفته: بارك الله ذاتش ستوده او به خلق نور زهرا(سلاماللهعلیها) اسماء خود...
سوز نیاز روح ز تو گرفته پر، باز دهد دلم ثمر در همه جا ز تو خبر، بی تو بگو كجا روم بی تو من...
اسم مستور نی چو آغاز حكایت میكند راز زهرا(سلاماللهعلیها) را روایت میكند در نفیرش سوز ع...
الغریق... دست من، كوتاه و خرما بر نخیل نردبانی نی بر این راه طویل آه مِن طولِ السّفر، پای...
نعم الأمیر من نخواهم بی ولای مرتضی(ع) دم زدن خود، یك نفس را، ای خدا من نخواهم بی ولایش زن...
جلوۀ نور یـا عـلـی، از عـشــق، دور افـتـادهام بـهر دیـــــدارت، چو كـور افـتـادهام چون ك...
آمد چو مهِ روزه، یار آمد و یار آمد بگذشت دگر هجران، در جلوه نگار آمد هردم به دمی تازه، بر...
شوق مستان چو شعبان رفت،ماه جان درآمد طلوعِ طالعِ یزدان درآمد گناه و غفلت و خواب و خور و خش...