علم، حقیقت مجردی است که عظمت آن در قالب لفظ و فهم نمیگنجد و نتیجهاش ظهور اصلاح است. اما اگر این مسیر را طی نکند و به اینجا نرسد، نه تنها دین و سعادت در آن ظهور نخواهد داشت، بلکه نتیجهاش فساد خواهد بود. بنابراین اولین کار معلم، اطلاع از ارتباط علم باطنی با علم ظاهری است و یک معلم، مسئول است این علم و شناخت پایهای را در وجود خود بازشناسی کند، تا بتواند علم روز را با نور آن علم درونی هدایت کند تا علیه انسان و انسانیت نشود.
در این بحث از اهمیت علم و معرفت و انواع آن میشنویم.