جواب: برای روشن شدن پاسخ، به این مثال توجه کنید:
وقتی شاخه گلی در دست ماست، میتوانیم آن را لمس کنیم، رنگش را ببینیم و از بویش لذت ببریم. اما وقتی گلی پيش ما نیست، با بردن نام گل، فقط صورتی از آن در ذهنمان حاضر میشود؛ بی آنکه رنگ و بویش را حس کنیم. آنجا که خود گل در نزد ماست و آن را با خواصش درک میکنیم، اصطلاحاً به آن، علم حضوری داریم؛ اما آنجا که فقط تصویری بیخاصیت از آن در ذهنمان هست، علم حصولی است.
تفاوت علم حصولی و علم حضوری، همچنین مانند تفاوتِ شناخت آتش و دیدن آن از دور است با افتادن در آتش و درک سوزانندگی آن با سوختن.
علم حضوری در حقایق، همان معرفت و علمی است که قرآن به آن سفارش کرده و جایگاهش قلب و جان انسان است. درواقع معرفت، همان علمی است که انسان در الست و پیش از ورود به عالم خاکی، از حضرت حق آموخته؛ گرچه به دلیل حجابهایی که دارد، نتواند آن را به یاد آورد. لذا خداوند در این دنیا، با تمام آیات تکوینی و تشریعی به انسان تذکر میدهد تا آن معرفت درونی را دریابد و حقایق و درستیها را از فطرت و جانش بیرون بکشد.
علم حصولی نیز اگر مقدمهای برای رسیدن به این علم حضوری باشد، خوب و لازم است. اما خودش به تنهایی، کارساز نیست و اگر مقصد قرار گیرد، همان حجاب اکبر میشود که مانع عروج است. چون فرد با آن، فقط عنوان "عالِم" به خود میگیرد و فکر میکند به جایی رسیده است؛ حال آنکه گفتیم علم حصولی، اثری از معلوم به انسان نمیدهد و فقط ذهن او را پر میکند.
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفر باشید و نظر خود را ثبت کنید.