جواب: به طور کلی هرچه خدا به انسان داده و هر نیرویی که در درونش گذاشته، لازمۀ رشد و کمال اوست و انسان بدون استفادۀ صحیح از آنها نمیتواند به هدف خلقتش که همانا خلیفةالله شدن است، برسد. اما از آنجا که خدا به انسان، اختیار هم داده، او میتواند هرگونه که خواست، از قوایش استفاده کند. اینجاست که اگر انسان راه اعتدال این قوا را نداند، آنها را به خطا استفاده میکند و به افراط و تفریط میافتد.
شهوت نیز یکی از نیروهای درونی انسان است که خدا گذاشته تا او با استفاده از آن بتواند ادامۀ حیات دهد و دنبال رفع نیازهایش برود. شهوت یعنی میل خواست و نفس و بر خلاف پندار بعضی که آن را در قوای جنسی خلاصه میکنند٬ در خوردن، خوابیدن، دیدن، حرف زدن و... هم مصداق پیدا میکند. پس اصل شهوت، دادۀ خداست؛ اما اگر به زیادهخواهی بکشد و فرد خواستههای نفسش را بیرویه برآورده کند، او را به زمین میزند. همان طور که نفی خواستههای نفس به طور کلی، آن را سرکوب میکند و از رشد و کمال بازمیدارد.
مثلاً افراط در خوردن، هم منشأ بسیاری از بیماریهای جسمی و هم مانعی بزرگ برای عروج و ارتباط با خداست. تفریط در خوردن نیز کار مرتاضان و اهل ریاضات است که مثلاً روزها با یک بادام، سر میکنند تا به جایی برسند؛ اما درنهایت با سرخوردگی، خود میمانند و دنیای تاریکی که از توهّماتشان ساختهاند.
همچنین افراط در ارضای قوای جنسی، سبب بروز انواع بیبندوباریهاست که در جوامع دیده میشود. تفریط در آن نیز، مثل عملکرد برخی کشیشان است که به زعم باطل، برای سرکوب قوای جنسی، ازدواج را بر خود حرام میکنند؛ اما خدا میداند که به چه جاها کشیده نمیشوند!
در مورد غضب هم همینطور است. غضب، از قوای نفس است که اصل آن برای دفع ضرر در هر رتبه گذاشته شده. اما افراط در آن، به خشونتها و ناهنجاریهای رفتاری کشیده میشود و نتیجهاش جنگهای بیدلیلی است در طول تاریخ رخ داده و خون بیگناهان را بر زمین ریخته است. در مقابل، تفریط در غضب است که تن دادن به هر ضرر و تسلیم شدن به هر خواری و ذلت است.
اعتدال یعنی به کار بردن این قوا، در جایی که خدا خواسته و در چارچوبی که او تعیین کرده است؛ تا به افراط و تفریط کشیده نشود. برای نمونه، ازدواج، از احکامی است که شهوت جنسی از راه صحیح پاسخ میدهد. برای خوردن و خوابیدن نیز علاوه احکام حلال و حرام، آدابی وارد شده که این نیازهای انسان به درستی برآورده شود.
برای تعدیل غضب هم، دستورها و رهنمودهای مختلفی داده شده؛ ازجمله این آیۀ قرآن که میفرماید: "أشداءُ عَلی الکفارِ رُحماءُ بینهم" به انسان میآموزد که کجا غضبش را بروز دهد و کجا آن را فرو برد.
بنابراین او که این قوا را به انسان داده، رهایش نکرده و با جعل احکام و آداب، راهنماییاش نموده تا ره به سلامت بپیماید.
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفر باشید و نظر خود را ثبت کنید.