جواب: ما باید به جای طلبکار بودن، طلب داشته باشیم؛ به این معنا که بدانیم هرچه خدا و امام به ما میدهند، فضل خودشان است، نه استحقاق ما. اما در عین حال از فضلشان، بالاترین را بخواهیم؛ که بالاترین طلب، شناخت امام و اهداف اوست. پس باید اهداف و خواستههای خود را فدای اهداف او کنیم. اما به راستی آیا تا به حال پیش آمده که در هنگام راز و نیاز با خدا و درد دل کردن با ائمه(علیهمالسلام) از درد غربت اماممان بگوییم و بنالیم؟ یا دائماً از آنان خواستهایم حوائج مادی و معنویمان را برآورده کنند! اینها بد نیست؛ اما چرا هیچ گاه طلب خود را بالا نبردهایم و ندانستهایم "چون که صد باشد، نود هم پیش ماست"؟ چرا به جای اهداف و امیال خود، تحقّق اهداف امام زمانمان را نخواستهایم؟ چرا همیشه امام را در محور خود میخواهیم؟ چرا وقتی به ما اذن و توفیق زیارت میدهند، فقط میخواهیم برای رفع مشکلات خود و اطرافیانمان کاری کنند؟ آیا شده یک بار به جای شکوِه از زوایای جزیی خود، سکوت کنیم و بگذاریم تمام وجودمان، محو کمالات امام شود و از کمالاتش راه بگیرد؟!
ما باید خود را در اختیار ولیامر و امام زمانمان قرار دهیم، تا آن طور که میخواهد و میپسندد، ما را تربیت کند. مبادا در مقابل او، به حدود وجهالخلقی خود نظر داشته باشیم؛ که مانع راه است. خیلیها بودند که عمری پشت پیامبر و امام، نماز خواندند؛ اما هنگامی که پیامبر یا امام، فرمانی به آنها داد، سرپیچی کردند! نکند ما هم فقط در صورتها و عقاید خشک، پیرو ائمه(علیهمالسلام) باشیم، ولی در عمل، به اعتقاداتمان پشت پا بزنیم! باید حدّ خود را بشناسیم. درست است که امام بر اثر رأفت و رحمتش، به ما توجه میکند و دستمان را میگیرد؛ اما هرگز نباید خود را در سطح او ببینیم. مبادا حدّ خود را از یاد ببریم و فکر کنیم او مثل ماست و هرطور خواستیم، با او صحبت کنیم.
روایت داریم پیامبر(صلّیاللهعلیهوآله) در ظاهر، آن قدر عادی عمل میکردند که اگر کسی ایشان را نمیشناخت و وارد جمع میشد، تشخیص نمیداد چه کسی پیامبر است.[1] اما این بدان معنا نیست که دیگران هم باید با او عادی رفتار میکردند؛ چنانکه قرآن کریم فرموده است:
با پیامبر(صلّیاللهعلیهوآله) آن گونه که با یکدیگر سخن میگویید، سخن مگویید و صدای خود را بالاتر از صدای ایشان نبرید.[2]
چه بسا اگر آنان شأن پیامبر(صلّیاللهعلیهوآله) را میفهمیدند و طبق آن شأن والا با ایشان رفتار میکردند، دیگر حقّ حضرت علی(علیهالسلام) پایمال نمیشد. واقعاً اگر مسلمانان، ادب و حدّ پیامبر(صلّیاللهعلیهوآله) را رعایت میکردند، در دامن نور الهی میماندند و ظلمت سقیفه، آنان را به دام خود نمیکشید.
[1]- بحار الأنوار، ج16، ص229 ؛ مكارم الأخلاق، ص16.
[2]- اشاره به آیات 1 تا 5، سوره حجرات.
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفر باشید و نظر خود را ثبت کنید.