بنا بر روايات، عزاداري، نوحهخواني و گريه براي امام حسين(عليهالسلام) از زمان حضرت آدم-علينبيّناوآلهوعليهالسلام- برقرار بوده و همه انبياء-علينبيّناوآلهوعليهمالسلام- به واسطهي اين عزاداري، اجر گرفتهاند و نجات پيدا کردهاند. پس چرا ما بيبهرهايم؟ چرا عليرغم اين همه اشک ريختن براي امام حسين(عليهالسلام) نتوانستهايم چنان که بايد، از افاضات ايشان بهرهمند شويم؟ مگر اشکهاي ما رياکارانه است؟ البته که اشکهاي ما خالصانه است، نه رياکارانه؛ اما جاهلانه و فقط از سر عواطف سطحي است.
حضرت آدم در حالي براي امام حسين(عليهالسلام) گريه ميکرد که به جايگاه وجودي ايشان معرفت داشت و براي همين، گريه نجاتش داد. ولي ما سوز داريم و گريه ميکنيم، محبت حسين(عليهالسلام) را هم در دل داريم، اما به جايگاه خاص امام در اجراي تامّ ارادهي خدا عرفان نداريم و نميدانيم براي اينکه بتوانيم فيضي از خدا بگيريم، بايد به واسطهي امام بگيريم. لذا انبياء سلف، همه با جلوات ولايت نجات يافتند، چون معرفت داشتند؛ ولي ما با هزاران گريه و توسل، هنوز قدمي برنداشتهايم، چون به مقام امام، جاهليم و "مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ، مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً" .
براي همين است که در آخرالزمان بايد دعاي "...اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي..." را بسيار خواند. البته هستند کساني که معتقدند چون خدا ما را خلق کرده، پس ما به او نزديکيم و در نتيجه براي بندگي، نيازي به واسطه نداريم! اما امام حسين(عليهالسلام) دربارهي هدف خلقت آدمي فرمودهاند:
"أيُّهَا النَّاسُ، إِنَّ اللهَ - جَلَّ ذِكْرُهُ- مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلاّ لِيَعْرِفُوهُ؛ فَإِذَا عَرَفُوهُ، عَبَدُوهُ؛ فَإِذَا عَبَدُوهُ، اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ."
اي مردم، به درستي که خداوند - يادش گرامي- مردم را نيافريد، مگر براي اينکه او را بشناسند؛ پس وقتي شناختند، او را بپرستند؛ وقتي او را پرستيدند، با بندگي او از بندگي غير او بينياز ميشوند.
پرسيده شد: معني معرفت خدا چيست؟ فرمودند:
"مَعْرِفَةُ أهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ."
همان معرفت و شناخت اهل هر زمان نسبت به امام زمانشان است که اطاعتش بر آنان واجب شده است.
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفر باشید و نظر خود را ثبت کنید.