در حال بارگذاری…

رفتن به محتوای اصلی

پلتفرم جامع علوم و معارف اسلامی همگامان


سوز فراق یار

دل را چه شده یارب؟ از غیر، جدا گشته

از خانه و کاشانه، بی‌دل وَ رها گشته
 

در سوز فراق یار، آیا چه شده جانم؟

آواره و دیوانه، در کوی بلا گشته
 

یارب، تو چه آوردی، از سوز غمت بر دل؟

مجنون‌صفت نالان، از جور و جفا گشته
 

در جور و جفای تو، جز مِهر نبیند دل

نی نالۀ از جورت، بل غرق صفا گشته
 

در تاب و تب وصلت، دل گشته حزین، شاید

او کرده گناهی چون، طالب به لقا گشته
 

دل، بندۀ عشق تو، عشق تو به دل، مأوا

جُرم که بوَد؟ برگو؛ او خود، دل ما گشته!
 

این سوخته را یارب، برخوان تو بر آغوشت

کین عاشق بیچاره، از دوست جدا گشته
 

                                                            سرکار خانم لطفی‌آذر



نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفر باشید و نظر خود را ثبت کنید.